بازگشت به خانه | بازدید: 32
توصيه رهبر شهيد انقلاب براي تقويت مباني معرفتي به دانشجويان
دستهبندیها: نوشته ها و روايت ها
توصيه به مطالعه آثار شهيد مطهري، علامه طباطبائي و شهيد سيد محمد باقر صدر
توصيهى دوّم تقويت مبانى معرفتى است؛ اين خيلى مهم است. الحمدلله در شماها خوشفكر خيلى زياد است و در زمينههاى مختلف فكر ميكنيد، كار ميكنيد، منتها محيطهاى جوان از جمله دانشگاه از قديم آماج آسيبهايى بوده، از جمله دو آسيب بزرگ متوجّه محيطهاى جوان بوده كه اين دو آسيب يكى انفعال است، يكى انحراف است. انفعال يعنى احساس دستبسته بودن، بىفايده بودن، نااميدى در مقابل حوادث سخت، كه اين با آن توصيهى قبلى برطرف ميشود؛ يعنى معنويّت كه تقويت شد، انفعال مطلقاً به وجود نخواهد آمد. انحراف - انحراف فكرى، انحراف در مبانى معرفتى - با اين توصيه برطرف ميشود. ببينيد ما در اوايل انقلاب جوانهايى را داشتيم كه اينها مردمان مسلمانى بودند و براى اسلام وارد ميدان شده بودند امّا چون مبانى معرفتىشان ضعيف بود، پايههاى معرفتىشان محكم نبود - حالا به هر دليلى محكم نبود - اينها جذب گروههاى التقاطى شدند و از يك جوان مؤمن سالمِ اسلامطلب و مؤمن تبديل شدند به كسانى كه بر روى همميهن خودشان اسلحه كشيدند، جوان را، پير را، كاسب بازارى را هدف قرار دادند و آماج حملهى خودشان قرار دادند و آن فجايع را، آن جنايات را به وجود آوردند؛ به خاطر ضعف مبانى معرفتى جذب آن گروههاى ناسالم شدند و به اين راهها كشانده شدند؛ آخر هم سر از زير پرچم صدّام درآوردند؛ يعنى آخرش هم كارشان به اينجا رسيد؛ منشأ همهى اينها همان عدم استقرار فكرى بود. كسان ديگرى در همان زمان بودند - ما مىشناختيم افراد را، بنده قبل از انقلاب با خيلى از اين افراد آشنا بودم در همين مجموعههاى گروهى و مانند اينها - كه قرص و محكم ايستادند؛ چون مبانى فكرىشان درست بود، با كتابهاى شهيد مطهّرى مرتبط بودند، با تفكّرات علّامه طباطبائى آشنا بودند، با حرفهاى مرحوم شهيد صدر آشنا بودند، مبانى فكرى و معرفتىشان محكم بود، [لذا] قرص و محكم ايستادند؛ بعضى هم مبانى معرفتىشان ضعيف بود و متأسّفانه رفتند. يا بعدها در اوايل انقلاب كسانى كارهاى انقلابى كردند و بعد از مدّتها جزو پشيمانها شدند - جمع پشيمانها - كه يكى از مسائل انقلاب ما عبارت از همين مسائل حضرات پشيمان است كه يك روز انقلابى بودند و بعد، از انقلابى بودن پشيمان شدند.
اين به خاطر اين است كه مبانىِ معرفتى ضعيف است ديگر؛ يعنى وقتى مبانىِ معرفتى ضعيف بود، طبعاً نميتواند آنها را در مقابل حوادث، در مقابل سؤالها، در مقابل ابهامها حفظ كند و در صراط مستقيم نگه دارد. لذاست كه به نظر من به مسائل ايمانى و مسائل اعتقادى و معرفتى بپردازيد.
اين به خاطر اين است كه مبانىِ معرفتى ضعيف است ديگر؛ يعنى وقتى مبانىِ معرفتى ضعيف بود، طبعاً نميتواند آنها را در مقابل حوادث، در مقابل سؤالها، در مقابل ابهامها حفظ كند و در صراط مستقيم نگه دارد. لذاست كه به نظر من به مسائل ايمانى و مسائل اعتقادى و معرفتى بپردازيد.