بازگشت به خانه | بازدید: 4

علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در بیان آیت الله باقری کنی

دسته‌بندی‌ها: نوشته ها و روايت ها

علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در بیان آیت الله باقری کنی
وصف استاد در بيان شاگرد
هرچه را می‌دید، اول جنبه‌ی توحیدی آن را می‌دید. جنبه‌های معنوی، طوری به نظرش می‌آمد، که اگر انسان، هزار سال هم فکر می‌کرد -آن‌گونه- به ذهنش نمی‌رسید. یک آدم عادی به قدر صد سال اگر کار می‌کرد، به قدر دریافت یک روز ایشان را نمی‌توانست به دست آورد.
در واقع، ایشان برای ما مربی نبود، اول برای خودش مربی بود، خودش را تربیت می‌کرد. عبدالله بود. بنده خدا بود.
هر چیزی را جوری می‌گفت که برای انسان حل می شد. حلال مشکلات علمی بود. در محضر او آدم می‌دید، آن مطالب علمی دقیق، که اگر صد سال هم می‌خواند برایش حل نمی‌شد، یکباره حل شده است. اگر کسی پیشش می‌نشست و صحبت می‌کرد انگار پیش پیغمبر نشسته و مشکلش حل شده است. چیز عجیبی بود. جور دیگری بود.
یکی بحث گل و گلستان می کند با شما. یکی جوری بحث می‌کند که گویا گل و گلستان جلوی شما است. عالمی که تفاوتش با شاگردش، هزار سال است و بلکه بیشتر، وقتی با شما می‌نشیند، جوری بحث می‌کند که اصلاً آدم متوجه نمی‌شود. ولی ایشان جوری نبود که درسی را بگوید و برود؛ با شما صحبت می‌کرد. همان مطالب را جوری می‌آورد که شما درک کنید، هنر ایشان این بود. مطالب را طوری مطرح می‌کرد که من بتوانم درک کنم. اگر به آن شکلی که دارای عمق عرفانی و فلسفی بود، سطح بالا پیش می رفت، هیچ چیزی گیر کسی، نمی‌آمد. مطالب را پایین می آورد. یعنی جوری بحث می‌کرد که این عرفان را مثلا به خلقت این درخت برساند، به آمدن باران برساند، به آمدن باد برساند، تا برسد به مساله مرگ و پس از مرگ و این‌جور بحث‌ها که بگوید این‌ها چه است.